هر روز چیزی جدید یاد بگیرید و به موفقیت نزدیک‌تر شوید|خلاصه پرفروش‌ترین کتاب‌ها

با Blinkist، خلاصه‌های مهم‌ترین کتاب‌های غیرداستانی رو به راحتی از هرجایی در دسترس شماست

هر روز چیزی جدید یاد بگیرید و به موفقیت نزدیک‌تر شوید|خلاصه پرفروش‌ترین کتاب‌ها

با Blinkist، خلاصه‌های مهم‌ترین کتاب‌های غیرداستانی رو به راحتی از هرجایی در دسترس شماست

جشن تنهایی - خلاصه کتاب Party of One

يكشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۳، ۰۳:۵۰ ب.ظ

چه چیزی برای من دارد؟ تعریف جدیدی از خوشبختی برای خودت بساز

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که تحت فشارِ نامحسوس اما پیوسته‌ای برای یافتن شریک زندگی هستید؟ مگان کین، نویسنده این کتاب، از این فشار با عنوان «مه» یاد می‌کند. این فشار ابتدا به شکل تلنگری کوچک ظاهر می‌شود و به شما القا می‌کند که عشق و ازدواج تنها راه رسیدن به خوشبختی هستند. به مرور زمان، این فشار تشدید می‌شود و زندگی مجردی را ناقص و ناکامل جلوه می‌دهد. ممکن است اطرافیان، از دوستان گرفته تا خانواده، درباره زندگی عاطفی شما سوال کنند یا حتی سعی کنند شما را با کسی آشنا کنند. این رفتارها گاهی باعث می‌شوند احساس خستگی و سردرگمی کنید.

البته، همه افراد این فشار را به یک شکل تجربه نمی‌کنند. شدت و نوع این فشارها به عواملی مانند هویت فردی، فرهنگ یا پیشینه‌ی اجتماعی بستگی دارد. برای برخی، این انتظارات سنگین‌تر و پررنگ‌تر هستند، در حالی که دیگران ممکن است با معیارهای کاملاً متفاوتی روبرو شوند. کین در این کتاب از دیدگاه خود به عنوان یک زن سفیدپوست هتروسکشوال صحبت می‌کند و به خوبی آگاه است که تجربه‌ی او ممکن است با تجربه‌ی شما تفاوت‌های زیادی داشته باشد. با این حال، «مه» به عنوان نمادی از هنجارهای اجتماعی در مورد روابط، فارغ از نقطه شروع شما، برای بسیاری آشناست.

در این بخش، به بررسی تأثیر این انتظارات اجتماعی بر خودپنداره و روابط شما می‌پردازیم. شما راه‌هایی برای رهایی از نیاز به برآورده کردن استانداردهای دیگران و ساختن زندگی‌ای همسو با ارزش‌های خود کشف خواهید کرد. در پایان این مسیر، نه تنها درباره خواسته‌های خود شفاف‌تر خواهید شد، بلکه اعتماد به نفس بیشتری برای دنبال کردن مسیر منحصر به فرد خود پیدا خواهید کرد.

آماده‌اید تا از چارچوب‌های از پیش تعیین‌شده‌ی جامعه برای روابط رها شوید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بیایید این سفر را آغاز کنیم.

فراتر از افسانه‌های عشق و ازدواج

عشق رمانتیک و ازدواج جایگاه ویژه‌ای در تصورات اجتماعی ما دارند. داستان‌هایی که از طریق فیلم‌ها، کتاب‌ها و سنت‌های فرهنگی درباره آن‌ها می‌شنویم، یک تصویر مشخص را ترسیم می‌کنند: دو نفر با هم آشنا می‌شوند، عاشق می‌شوند و تا ابد خوشبخت زندگی می‌کنند. اما این روایت‌های تکراری جنبه‌ای جذاب از تاریخ ازدواج را نادیده می‌گیرند.

در قرن‌های گذشته، ازدواج بیشتر یک قرارداد عملی بوده است تا یک رابطه عاشقانه. ازدواج به عنوان راهی برای انتقال اموال، ایجاد ارتباطات سیاسی یا ادغام ثروت‌های خانوادگی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. ایده عاشقانه ازدواج که امروزه می‌شناسیم، در قرن نوزدهم با نویسندگانی مانند جین آستین شکل گرفت که در رمان‌هایی مانند «غرور و تعصب» این تغییر را به تصویر کشیدند. حتی در آن زمان نیز، ازدواج‌های مبتنی بر عشق بیشتر به استقلال اقتصادی مربوط می‌شد تا ارتباط عاطفی. با این حال، این تغییر، ریشه‌های تاریخی ازدواج در سرکوب و عمل‌گرایی را پنهان کرد.

ساختار خانواده هسته‌ای که بسیاری از مردم آن را "سنتی" می‌دانند - با نقش‌های جنسیتی سخت‌گیرانه و تمرکز بر یک‌همسری - در واقع اخیراً شکل گرفته است. بررسی تاریخ بشر، رویکردهای مختلفی را برای زندگی خانوادگی نشان می‌دهد. بسیاری از جوامع خود را بر اساس منابع مشترک و پیوندهای اجتماعی سازماندهی می‌کردند، نه بر اساس خانواده‌های فردی. ایده آل خانواده هسته‌ای که در اواسط قرن بیستم رایج شد - با یک نان‌آور مرد و یک زن خانه‌دار - تحت تأثیر رونق پس از جنگ و سیاست‌های مالیاتی بود که خانواده‌های تک‌درآمد را تشویق می‌کرد تا ریشه در سنت‌های جهانی داشته باشد.

این ایده‌های رمانتیک از ازدواج در افسانه‌ها و رسانه‌های مدرن تقویت می‌شود. از شاهزاده خانم‌هایی که توسط شاهزاده‌ها نجات می‌یابند تا کمدی‌های رمانتیکی که عشق را کلید خوشبختی می‌دانند، این روایت‌ها پیچیدگی‌های زندگی را نادیده می‌گیرند. آن‌ها نشان می‌دهند که ارزش شما به "انتخاب شدن" توسط شخص دیگری بستگی دارد و ارزش روابط پلاتونیک و جمعی را نادیده می‌گیرند.

ازدواج‌های مدرن با فشارهای بیشتری روبرو هستند. به شما گفته می‌شود که یک شریک باید تمام نیازهای عاطفی شما را برآورده کند و رشد شخصی شما را پیش ببرد. این مدل "همه یا هیچ" اغلب منجر به ناامیدی می‌شود، زیرا یک نفر نمی‌تواند تمام نقش‌های زندگی یک نفر دیگر را ایفا کند.

عشق رمانتیک تنها یا حتی بهترین شکل ارتباط نیست. دوستی‌های پلاتونیک، روابط خانوادگی نزدیک و پیوندهای اجتماعی نیز معنا و عمق زیادی به زندگی می‌بخشند. اما جامعه ما از طریق چیزی که دانشمندان آن را "عشق‌محوری" می‌نامند، روابط عاشقانه‌ی یک‌همسری را بر همه روابط دیگر ترجیح می‌دهد. شناختن غنای روابط متنوع به شما امکان می‌دهد تا اولویت‌های خود را مشخص کنید و روابطی را انتخاب کنید که واقعاً زندگی شما را غنی‌تر می‌کنند. این موضوع به ویژه زمانی واضح می‌شود که متوجه شویم بسیاری از افراد خارج از ساختارهای سنتی روابط، رضایت عمیقی پیدا می‌کنند. در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

تعریف مجدد خوشبختی و شکوفایی به عنوان یک فرد مجرد

تصور کنید روی تردمیلی با سرعت ثابت در حال دویدن هستید. همه چیز خوب پیش می‌رود - تا اینکه تردمیل پیامی را نشان می‌دهد که وعده پاداشی را در صورت ادامه دویدن می‌دهد. کنجکاو می‌شوید و سخت‌تر می‌دوید، اما ناگهان شیب تردمیل افزایش می‌یابد و ناگهان پیامی فریاد می‌زند: "هنوز هم در حال دویدنی؟ خیلی ناراحت‌کننده است!" خسته شده‌اید و متوجه می‌شوید که در حال تعقیب چیزی هستید که حتی نمی‌خواستید. این تردمیل، فشار اجتماعی در مورد روابط را نشان می‌دهد و این ایده را القا می‌کند که ازدواج به خوشبختی منجر می‌شود.

با این حال، تحقیقات تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. افراد مجرد اغلب شبکه‌های اجتماعی گسترده‌تری ایجاد می‌کنند، روابط قوی‌تری با جامعه خود دارند و رضایت عمیقی را خارج از روابط عاشقانه تجربه می‌کنند. روابط به طور خودکار منجر به خوشبختی نمی‌شوند؛ آنچه مهم است این است که چگونه با زندگی خود، چه با شریک و چه بدون آن، درگیر می‌شوید.

اگر هنوز هم احساس ناراحتی می‌کنید، سعی کنید تمرکز خود را تغییر دهید. از چیزهای کوچک شروع کنید: به چیزهایی که باعث شادی شما می‌شوند توجه کنید، مانند آهنگی که حال و هوای شما را خوب می‌کند یا نگاه مهربان حیوان خانگی‌تان. با نوشتن چند جمله در مورد چیزهای مثبت هر روز، می‌توانید مغز خود را برای تمرکز بر افکار مثبت آموزش دهید.

درک تفاوت بین تنهایی و انزوا نیز می‌تواند تغییر بزرگی ایجاد کند. احساس تنهایی راهی است که مغز شما برای درخواست ارتباط به شما نشان می‌دهد، اما تنها بودن لزوماً به معنای احساس پوچی نیست. از زمان تنهایی خود برای شناخت بیشتر خود یا پرورش خلاقیت استفاده کنید.

یک تمرین مفید شامل نوشتن سه صفحه از افکار خود بلافاصله پس از بیدار شدن است. این تمرین به شما کمک می‌کند تا ذهن خود را خالی کنید و بینش‌های جدیدی کسب کنید. این تمرین را با برنامه‌ریزی یک قرار ملاقات با خودتان ترکیب کنید، مثلاً قدم زدن در پارک، گشت‌زنی در مغازه‌های قدیمی یا بازدید از موزه. هر کاری که کنجکاوی شما را برانگیزد.

به یاد داشته باشید، مجرد بودن یک نقص نیست. این فرصتی است برای کشف علایق، روابط و ارزش‌های خود. وقتی زندگی خود را همانطور که هست بپذیرید، دیگر به دنبال تعریف دیگران از خوشبختی نخواهید رفت و شروع به لذت بردن از زندگی خود خواهید کرد.

رهایی از چرخه افکار منفی و نگرانی‌های مداوم

وقتی احساس می‌کنید افکارتان بیش از حد درگیر یک مسئله شده یا درگیر حلقه‌ای از افکار منفی هستید، ممکن است احساس گیر افتادن کنید. این افکار ممکن است طاقت‌فرسا به نظر برسند اما دائمی نیستند و می‌توانید آن‌ها را مدیریت کنید. این عادت نه تنها باعث می‌شود احساس اضطراب، خستگی عاطفی و ناامیدی کنید، بلکه شما را از پیدا کردن راه‌حل دور می‌کند.

اولین قدم برای شکستن این الگوها، توجه به آن‌هاست. زمانی که متوجه شدید افکارتان در یک چرخه منفی گرفتار شده‌اند، این الگو را قطع کنید. مثلاً می‌توانید با انجام فعالیت‌های دیگری مانند یک کار هنری یا فعالیت بدنی حواس خود را پرت کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا ارتباط بین موقعیت‌های محرک و پاسخ‌های خودکار ذهنی را بشکنید.

پرسیدن سوالات درست نیز بسیار مهم است. به جای اینکه از خود بپرسید "چرا همیشه این اتفاق برای من می‌افتد؟" سعی کنید بپرسید "در حال حاضر چه قدم کوچکی می‌توانم بردارم؟" نوشتن این افکار روی کاغذ می‌تواند به شما کمک کند تا الگوهای تفکرتان را بهتر درک کنید و متوجه شوید که بسیاری از مشکلات موقتی هستند.

به اشتراک گذاشتن افکارتان با فردی که به او اعتماد دارید نیز می‌تواند مفید باشد. صحبت کردن در مورد احساساتتان می‌تواند به شما کمک کند تا آن‌ها را بهتر درک کنید و از دیدگاه‌های جدیدی به مشکلات نگاه کنید.

مهربان بودن با خود نیز بسیار مهم است. وقتی متوجه شدید که درگیر افکار منفی شده‌اید، به جای سرزنش خود، سعی کنید با کنجکاوی به این افکار نگاه کنید. از خود بپرسید که در این لحظه به چه چیزی نیاز دارید؟ گاهی اوقات، یک پیاده‌روی کوتاه، انجام یک فعالیت خلاقانه یا چند نفس عمیق می‌تواند به شما کمک کند تا آرامش خود را بازیابید.

این اقدامات کوچک اما مهم می‌توانند زندگی شما را تغییر دهند. با رهایی از افکار منفی، می‌توانید انرژی خود را برای ساختن زندگی‌ای که می‌خواهید صرف کنید. به یاد داشته باشید که افکار شما واقعیت شما نیستند. شما می‌توانید افکارتان را کنترل کنید و زندگی خود را به سمت مثبت تغییر دهید.

خلق زندگی اصیل و پُرمعنا بدون سازش

سفر برای ساختن زندگی اصیل اغلب زمانی آغاز می‌شود که برنامه‌های دقیق و از پیش تعیین‌شده‌ی ما به هم می‌ریزند. این اتفاق برای کیان در بهار ۲۰۲۰ افتاد، زمانی که همه‌گیری کووید-۱۹ دنیا را متوقف کرد. او در کنار مادرش زندگی می‌کرد، مواد غذایی را ضدعفونی می‌کرد و با این واقعیت دست و پنجه نرم می‌کرد که تعقیب بی‌وقفه شریک زندگی او را خسته کرده است.

یک شب، در اوج ناامیدی، کیان یک ظرف پلاستیکی را به دیوار پرتاب کرد. اما این لحظه بحران، نقطه‌ی عطفی برای تغییر او شد. او درک کرد که زندگی او به این شکل پایدار نیست و او می‌تواند زندگی‌ای پرمعناتر بسازد.

این نشان می‌دهد که اختلالات می‌توانند فرصت‌هایی برای رشد ایجاد کنند. اگر کمتر روی چیزهایی که ندارید تمرکز کنید و بیشتر روی آنچه زندگی‌تان را در لحظه معنادار می‌کند تمرکز کنید چه اتفاقی می‌افتد؟ یک نقطه شروع خوب، پذیرش است. پذیرفتن واقعیت زندگی همانطور که هست، حتی اگر مطابق میل شما نباشد، می‌تواند به شما آرامش و وضوح بدهد. از این نقطه می‌توانید شروع به ساختن چیزی کنید که اصیل و واقعی باشد.

این وضوح اغلب نشان می‌دهد که تغییرات بزرگ با گام‌های کوچک آغاز می‌شوند. کارهای ساده‌ای مانند پیاده‌روی صبحگاهی، پروژه‌های خلاقانه یا پختن غذای سالم می‌توانند زندگی روزمره را غنی‌تر کنند. این فعالیت‌ها نیازی به تأیید دیگران ندارند و ارزش آن‌ها در این است که شما را احساس زنده بودن می‌کنند. با تبدیل این اقدامات کوچک به عادات، پایه و اساس محکمی برای تغییرات بزرگ‌تر می‌سازید.

یکی از این تغییرات اساسی، به دست گرفتن کنترل امور مالی است. پس‌انداز، مدیریت بدهی‌ها و برنامه‌ریزی برای آینده به شما آزادی می‌دهد تا انتخاب‌هایی مطابق با اولویت‌های خود داشته باشید. اگرچه ممکن است دنیا برای زوج‌ها ساخته شده باشد، اما شما می‌توانید با مدیریت مالی خود، آینده‌ای را برای خود بسازید که مطابق با ارزش‌هایتان باشد.

با ایجاد این پایه محکم، زندگی کمتر به انتظارات دیگران و بیشتر به دنبال کردن خواسته‌های خودتان مربوط می‌شود. تصمیماتی مانند سفر، دنبال کردن علایق هنری یا برنامه‌ریزی برای خانواده فرصتی برای بیان ارزش‌های شما هستند نه واکنشی به فشارهای اجتماعی. هر تصمیمی که می‌گیرید، آجری برای ساختن زندگی‌ای است که منعکس‌کننده‌ی خواسته‌ها و آرزوهای واقعی شماست.

با تمرکز بر تحقق واقعی، شما به نویسنده‌ی داستان زندگی خود تبدیل می‌شوید. این تغییر به شما قدرت می‌دهد تا تصمیمات خود را نه به عنوان محدودیت، بلکه به عنوان فرصتی برای خلق زندگی‌ای که واقعاً به آن تعلق دارید، ببینید. با دنبال کردن این مسیر اصیل، احساسات شما به راهنمای شما تبدیل می‌شوند و شما می‌توانید زندگی‌ای بسازید که کاملاً متعلق به خودتان باشد.

بجای فرار از احساسات، با آن‌ها کار کنید

شاید برایتان تعجب‌آور نباشد که بدانید احساسات ما پیام‌های ارزشمندی را منتقل می‌کنند. بسیاری از افراد احساساتی مانند غم یا ناامیدی را کنار می‌گذارند و آن‌ها را مشکل می‌دانند. اما این احساسات بینش‌هایی درباره نیازها و ارزش‌های شما ارائه می‌دهند. وقتی به جای مقاومت، به احساسات خود اجازه می‌دهید که وجود داشته باشند و آن‌ها را بپذیرید، می‌توانید از آن‌ها بیاموزید.

در لحظات پر احساس، تمرکز بر حواس پنج‌گانه می‌تواند به شما کمک کند آرامش خود را حفظ کنید. به رنگ‌های اطراف، صداهایی که می‌شنوید یا حس پارچه‌ای که به پوستتان برخورد می‌کند توجه کنید. تکنیک‌های تنفسی ساده مانند دم و بازدم عمیق و شمرده نیز می‌توانند به کاهش تنش کمک کنند.

اگرچه پذیرش احساسات مهم است، اما به معنای تسلیم شدن در برابر آن‌ها نیست. بلکه به معنای این است که بگویید: "در حال حاضر اینطور احساس می‌کنم، بدون هیچ قضاوت." این تغییر در دیدگاه به شما فرصت می‌دهد تا در مورد نیازهایتان فکر کنید، چه گفتگویی با یک دوست باشد، چه زمانی برای استراحت یا بیان احساساتتان از طریق نوشتن. پذیرش کوچک، احساسات بزرگ را قابل مدیریت‌تر می‌کند.

تمرین مداوم ذهن‌آگاهی به تقویت این مهارت کمک می‌کند. فعالیت‌های روزمره مانند غذا خوردن یا مسواک زدن را انتخاب کنید و تمام توجه خود را به آن معطوف کنید. با تمرین، حضور در لحظه حتی در لحظات پر از احساسات برایتان آسان‌تر می‌شود. این تمرکز باعث می‌شود به جای واکنش‌های خودکار، پاسخ‌های آگاهانه‌تری داشته باشید.

احساسات بخشی طبیعی از زندگی انسان هستند. با همکاری با آن‌ها به جای مبارزه با آن‌ها، خواهید دید که قدرت کمتری برای غلبه بر شما دارند. با توسعه آگاهی عاطفی، بهتر می‌توانید ارتباطات معناداری با دیگران برقرار کنید.

هنر ساختن دوستی‌های عمیق و هدفمند

اگر دوستی‌های شما به اندازه‌ی هر رابطه دیگری بتوانند احساس تعلق و خوشبختی را در شما ایجاد کنند، چه؟ به راحتی می‌توان از این موضوع غافل شد که دوستی‌ها تا چه اندازه بر احساس تعلق و خوشبختی ما تأثیر می‌گذارند. هر تعامل اجتماعی، از گفتگوهای عمیق با دوستان قدیمی تا گفتگوهای کوتاه با یک باریستا، حس گرما و ثبات را به زندگی روزمره ما اضافه می‌کند. هر لحظه کوچک از ارتباط، چیزی بزرگ‌تر را می‌سازد.

ساخت این ارتباطات پایدار نیازمند تعهد فعال و مراقبت است. شما می‌توانید با برنامه‌ریزی‌های مشخص مانند برگزاری یک کتابخوانی یا میزبانی شام‌های دوستانه، این کار را شروع کنید. دعوت‌های مبهم به ندرت نتیجه می‌دهند، اما دعوت‌های واضح نشان‌دهنده‌ی اهمیت شما برای این ارتباط است و فرصت‌هایی برای ارتباط ایجاد می‌کند. گردهمایی‌های سالانه یا فعالیت‌های مشترک، این پیوندها را تقویت می‌کنند.

البته، با گذشت زمان، تغییرات طبیعی زندگی می‌تواند بر نحوه‌ی ارتباط ما با دوستان تأثیر بگذارد. تغییرات شغلی، رشد خانواده یا اولویت‌های جدید ممکن است زمان کمتری را برای گذراندن با هم باقی بگذارد. با این حال، این تغییرات به معنای پایان ارتباطات عمیق نیست. انعطاف‌پذیری و ارتباط صادقانه در مورد نیازها و انتظارات می‌تواند به حفظ این پیوندها کمک کند. اگر بازدید از خانه‌ی یک دوست یا برنامه‌ریزی جلسات کوتاه‌تر کارساز باشد، ارزش تلاش کردن دارد.

این انعطاف‌پذیری در حفظ دوستی‌ها، امکانات جدیدی را برای ساختار سیستم‌های حمایتی ما ایجاد می‌کند. تصور کنید که چگونه دوستان می‌توانند فضاهای مشترکی برای زندگی ایجاد کنند یا به هم در بزرگ کردن فرزندان کمک کنند. این ترتیبات نشان می‌دهد که چگونه مراقبت و حمایت مبتنی بر دوستی می‌تواند محیط‌های پایدار و پرورشی ایجاد کند.

با آوردن قصد و خلاقیت به این روابط، فضایی برای شادی عمیق و حمایت متقابل ایجاد می‌کنید. این ارتباطات به ستون‌های اصلی یک زندگی خوب تبدیل می‌شوند و شما را در تمام مراحل زندگی همراهی می‌کنند.

خلاصه نهایی

در این خلاصه از کتاب "جشن تنهایی" نوشته مگان کین، یاد گرفتیم که عشق رمانتیک تنها یکی از راه‌های رسیدن به زندگی غنی و رضایت‌بخش است.

ساختن زندگی معنادار زمانی آغاز می‌شود که ما از داستان‌های قدیمی درباره خوشبختی دست برداریم. وقتی این انتظارات را رها می‌کنیم، می‌بینیم که هم دوستی‌ها و هم روابط عاشقانه می‌توانند رضایت عمیقی را برای ما به ارمغان بیاورند. این بینش ما را به سمت اعتماد به احساساتمان و ارزش‌های واقعی‌مان سوق می‌دهد. و با انتخاب‌های کوچک و آگاهانه در هر روز - از لحظات آرام صبحگاهی تا وقت گذراندن با دوستان - زندگی‌ای پر از ارتباطات واقعی و شادی می‌سازیم.

خوب، این خلاصه هم تمام شد و امیدواریم از آن لذت برده باشید.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

آیا دوست دارید به سرعت و به سادگی از جدیدترین ایده‌ها و مفاهیم کتاب‌های پرفروش آگاه شوید؟ Blinkist بهترین همراه شما برای یادگیری سریع‌تر و هوشمندانه‌تر است.

با Blinkist، می‌توانید خلاصه‌های جذاب و مفید بیش از 3000 کتاب غیر داستانی را در حوزه‌های مختلف مانند موفقیت شخصی، روانشناسی، کسب و کار، خودیاری و بسیاری دیگر بخوانید.
تصور کنید که اطلاعات کلیدی را از کتاب‌های پرفروش و پادکست برتر تنها در 15 دقیقه دریافت کنید. بله، ممکن است و شما با مهم‌ترین نکات و ایده‌های کتاب آشنا می‌کند.

چه بخواهید شغل خود را تقویت کنید، روی رشد شخصی خود کار کنید یا صرفاً کنجکاو بمانید، Blinkist یادگیری را حتی با برنامه شلوغ شما آسان و سرگرم کننده می کند.

پیوندها