ارائههای استثنایی - خلاصه کتاب the exceptional presenter
با اعتماد به نفس صحبت کنید، مخاطبان را درگیر کنید و ارائههایی به یاد ماندنی و تأثیرگذار داشته باشید.
صحبت در جمع اغلب در صدر لیست ترسها قرار دارد، اما همچنین یکی از ارزشمندترین مهارتهایی است که میتوانید به دست آورید. چه در حال ارائه یک ایده، رهبری یک تیم یا ارائه یک سخنرانی کلیدی باشید، توانایی ارتباط برقرار کردن با مخاطب میتواند شما را در هر زمینهای متمایز کند.
اما چه چیزی یک ارائهدهنده را استثنایی میکند؟ آیا حفظ کردن هر خط یا داشتن کاریزما طبیعی است؟ چگونه میتوانید واقعاً با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید، پیام خود را با اعتماد به نفس ارائه دهید و حتی سادهترین ایدهها را فراموشنشدنی کنید؟ اینها سوالاتی هستند که سخنرانان استثنایی بر آنها مسلط شدهاند و پاسخها به شما کمک میکنند تا ارائههای خود را به سطح بالاتری ارتقا دهید.
در این خلاصه، یاد خواهید گرفت که چگونه ارائههای جذاب بسازید، انرژی عصبی را به قدرت مثبت تبدیل کنید و تکنیکهایی را که سخنرانان معمولی را به ارتباطدهندگان تأثیرگذار تبدیل میکنند، تسلط یابید. چه در حال آمادهسازی برای یک ارائه در اتاق جلسات باشید یا یک ارائه غیررسمی، این استراتژیها به شما کمک میکنند تا پیام خود را با متانت، اشتیاق و هدفمندی ارائه دهید.
تسلط بر مهارتهای لازم برای تبدیل شدن به یک ارائهدهنده استثنایی
در مناظرههای ریاستجمهوری سال ۱۹۹۲، بیل کلینتون نه تنها به دلیل سیاستهایش، بلکه به دلیل نحوه ارتباطش با مخاطب برجسته شد. هنگامی که از او سوالی پرسیده میشد، به سمت فرد حرکت میکرد، به چشمانش نگاه میکرد و مستقیماً با او ارتباط برقرار میکرد. رقبای او، جورج اچ. دبلیو. بوش و راس پروت، نمیتوانستند با حضورش رقابت کنند. یک عمل ساده، مانند برقراری تماس چشمی یا درخواست از کسی برای تکرار نامش، توانایی کلینتون در "تسلط بر جمع" را نشان میداد. آیا دوست دارید با همان سطح از اعتماد به نفس و ارتباط ارائه دهید؟ این هدف دستنیافتنی نیست. با تمرکز و تمرین مناسب، شما نیز میتوانید این مهارتها را توسعه دهید.
ارائهدهندگان استثنایی زاده نمیشوند بلکه از طریق آمادهسازی، تمرین و قصد ساخته میشوند. ابتدا ارائه خود را با هدف و ساختار مشخص سازماندهی کنید. بدانید که میخواهید مخاطبانتان چه چیزی را به خاطر بسپارند و آنها را با وضوح راهنمایی کنید. از شلوغ کردن پیام خود با اطلاعات غیرضروری اجتناب کنید روی آنچه واقعاً مهم است تمرکز کنید.
اشتیاق ابزار بعدی شماست. شور و اشتیاق مسری است و انرژی شما حال و هوای مخاطبان را تعیین میکند. از صدای خود، حرکات و حالات چهرهتان برای نشان دادن اعتقاد خود استفاده کنید. این عناصر غیرکلامی میتوانند اعتماد و اعتبار را حتی قدرتمندتر از کلمات شما منتقل کنند.
درگیر کردن مخاطب به این معناست که آنها احساس دیده و شنیده شدن کنند. همانطور که کلینتون انجام داد، حتی در گروههای بزرگ با افراد ارتباط برقرار کنید. از داستانها استفاده کنید، سوال بپرسید و تماس چشمی را حفظ کنید تا افراد را جذب کنید. یک ارائه مونولوگ نیست بلکه فرصتی برای ایجاد یک رابطه است.
در نهایت، تمرین ضروری است. ارائهدهندگان استثنایی به طور منظم تمرین میکنند، نه فقط قبل از رویدادهای بزرگ. از فرصتهای روزانه برای اصلاح مهارتهای خود استفاده کنید تا به طبیعت دوم شما تبدیل شوند. به این ترتیب، وقتی شرایط حساس است، آماده خواهید بود.
مانند یک اجرای عالی در مناظره، یک ارائه استثنایی تأثیری ماندگار بر جای میگذارد. با تمرکز بر آمادهسازی، اشتیاق و درگیر کردن مخاطب، میتوانید اطمینان حاصل کنید که مخاطبان نه تنها آنچه گفتید، بلکه احساسی که در آنها ایجاد کردید را به خاطر خواهند سپرد.
چگونه ارائهها را برای حداکثر تأثیر ساختاردهی کنیم.
دامنه توجه یک بزرگسال به طور متوسط تنها ۱۵ تا ۳۰ ثانیه طول میکشد قبل از اینکه شروع به پرت شدن کند. این بدان معناست که هر لحظه از ارائه شما یک فرصت یا یک خطر است. نحوه شروع شما حال و هوای همه چیزهایی که بعداً میآیند را تعیین میکند، بنابراین اولین دقیقه شما باید توجه را جلب کند و مشخص کند که چرا پیام شما مهم است. با چیزی به یاد ماندنی شروع کنید: یک آمار غافلگیرکننده، یک نقلقول قدرتمند یا حتی یک سوال فکربرانگیز. به عنوان مثال، ممکن است بپرسید: "بزرگترین چالش پیش روی کسبوکار شما امروز چیست؟" یا یک آمار جذاب مانند این را به اشتراک بگذارید: "۹۰ درصد از آنچه قرار است بشنوید در عرض یک ساعت فراموش خواهد شد." این شروعها علاقه ایجاد میکنند و نشان میدهند که ارائه شما ارزش توجه مخاطب را دارد.
پس از جلب توجه، ارائه خود را حول یک چارچوب واضح ساختاردهی کنید. با یک هدف شروع کنید یک نکته کلیدی که میخواهید مخاطبانتان به خاطر بسپارند را شناسایی کنید و آن را از ابتدا بیان کنید. این هدف پایه و اساس همه چیزهایی میشود که به اشتراک میگذارید. سپس با یک هدف کلی ادامه دهید، که مروری سطح بالا از آنچه ارائه شما پوشش میدهد ارائه میدهد. یک دستور کار واضح به مخاطبان اطمینان میدهد که شما سازمانیافته و آماده هستید.
سپس، موضع خود را مشخص کنید. وضعیت، مسائل یا چالشهای مرتبط با پیام خود را توصیف کنید و درک خود را با مخاطبان تأیید کنید. این اطمینان حاصل میکند که شما به نیازهای فعلی آنها پاسخ میدهید و به شما انعطاف میدهد تا در صورت تغییر شرایط، تنظیمات لازم را انجام دهید. از آنجا، بر نتیجه نهایی تأکید کنید آنچه که آنها میتوانند به دست آورند یا از دست بدهند بر اساس تصمیمات پیشرو. در مورد پیامدها مستقیم باشید، خواه افزایش درآمد، بهبود عملکرد یا اجتناب از خطر باشد.
در نهایت، با گامهای بعدی واضح به پایان برسید. به مخاطبان خود دقیقاً بگویید که از آنها چه میخواهید و چه انتظاری از شما دارند. این فراخوان به عمل، ارائه شما را از یک تجربه منفعل به یک برنامه عملی تبدیل میکند.
برای حفظ توجه آنها در طول ارائه، پیام خود را مختصر و مرتبط نگه دارید. بین نکات مختلف انتقالهای روانی را تمرین کنید و از داستانها یا مثالها برای نشان دادن ایدههای خود استفاده کنید. به یاد داشته باشید، مخاطبان اغلب جزئیات را فراموش میکنند، اما تأثیرات قوی در ذهن آنها باقی میماند. با ساختاردهی دقیق ارائهها و پایان دادن با هدف، اطمینان حاصل میکنید که پیام شما مدتها پس از ترک اتاق در ذهن آنها باقی میماند.
اشتیاق و شور ارائههای شما را به یاد ماندنی میکند.
اگر به نظر نرسد که شما نسبت به موضوع خود شور و اشتیاق دارید، چرا مخاطبان شما باید اهمیت دهند؟ اشتیاق مهمترین کیفیتی است که ارائهدهندگان استثنایی را از ارائهدهندگان فراموششدنی متمایز میکند. این کافی نیست که فقط نسبت به پیام خود احساس اشتیاق کنید — باید آن را از طریق نحوه ارائه خود بیان کنید. هر حرکت، حالات چهره و تن صدا باید اعتقاد شما را منتقل کند.
اشتیاق همچنین نیروی محرکه پشت متقاعدسازی است. شما میتوانید مخاطبان خود را از موضع خود متقاعد کنید، اما مگر اینکه ارائه شما الهامبخش عمل باشد، پیام شما ماندگار نخواهد شد. به همین دلیل انرژی مهم است. یک ارائه یکنواخت یا بیعلاقه میتواند حتی جذابترین محتوا را تضعیف کند. از طرف دیگر، وقتی زبان بدن، صدا و حرکات شما با کلمات شما هماهنگ باشد، پیام شما را غیرقابل مقاومت میکند.
ارتباط غیرکلامی شما وضعیت بدن، حرکات و تماس چشمی اغلب بلندتر از کلمات شما صحبت میکند. صاف بایستید، با هدف حرکت کنید و تماس چشمی پایدار را حفظ کنید تا اعتماد به نفس را نشان دهید. از عادات عصبی مانند بیقراری یا قرار گرفتن در وضعیت "تیرکس" اجتناب کنید، جایی که بازوهای شما به طور ناخوشایندی در مقابل شما آویزان میشوند. در عوض، وقتی حرکتی ندارید، دستهای خود را به طور طبیعی در کنار خود قرار دهید. این تغییر ساده نشاندهنده آرامش و اقتدار است.
از حرکات برای تأکید بر نکات خود استفاده کنید. به عنوان مثال، اعداد را با حرکات واضح دست برجسته کنید یا مقایسهها را با حرکات عمودی یا افقی نشان دهید. حرکات خود را عمدی و خاص نگه دارید آنها به عنوان ابزارهای بصری عمل میکنند که به مخاطبان شما کمک میکنند تا پیام شما را درک کنند و به خاطر بسپارند. به طور مشابه، صدای شما باید اشتیاق شما را منعکس کند. تن، سرعت و حجم صدای خود را تغییر دهید تا جذابیت ایجاد کنید و بر ایدههای کلیدی تأکید کنید. از صحبت کردن خیلی سریع اجتناب کنید، زیرا این اغلب منجر به کلمات پرکننده مانند "ام" یا "میدانی" میشود. در عوض، مکث کردن را تمرین کنید و به مخاطبان خود زمان دهید تا نکات شما را جذب کنند.
اشتیاق چیزی است که ارائههای خوب را به ارائههای فراموشنشدنی تبدیل میکند. وقتی انرژی، ارائه و اعتقاد شما نمایان شود، مخاطبان شما فقط گوش نمیدهند بلکه عمل میکنند.
با مخاطب خود ارتباط برقرار کنید و آنها را درگیر نگه دارید.
جلب توجه مخاطب به طور خودکار اتفاق نمیافتد شما باید از ابتدا توجه آنها را به دست آورید. مخاطبان خود را مانند کسانی تصور کنید که کنترل از راه دور در دست دارند و آماده هستند اگر پیام شما بلافاصله آنها را جذب نکند، کانال را عوض کنند. ارائهدهندگان استثنایی میدانند که درگیر کردن مخاطب از ایجاد یک ارتباط معنادار ناشی میشود این که مخاطب احساس دیده شدن، ارزشمند بودن و سرمایهگذاری در آنچه شما میگویید را داشته باشد.
با تمرکز بر علایق آنها شروع کنید. پیام خود را متناسب با نگرانیها و اولویتهای آنها تنظیم کنید، نه فقط دستاوردها یا برنامههای خود. از خود بپرسید: "این چگونه به آنها سود میرساند؟" و اجازه دهید پاسخ شکل ارائه شما را تعیین کند. داستانها و حکایتها ابزار قدرتمند دیگری برای ایجاد ارتباطات عاطفی و به یاد ماندنی کردن نکات شما هستند. مردم بسیار بیشتر احتمال دارد که یک روایت جذاب را به خاطر بسپارند تا یک لیست از حقایق یا ارقام.
تماس چشمی یکی از سادهترین راهها برای ایجاد اعتماد است. برای چند ثانیه با افراد تماس چشمی برقرار کنید و مطمئن شوید که با همه در اتاق ارتباط برقرار میکنید. از تمرکز صرف بر افرادی که به نظر میرسد تصمیمگیرنده هستند یا جذب چهرههای دوستانه اجتناب کنید، زیرا این میتواند دیگران را دور کند. یک لبخند صمیمی گرمی و اعتماد به نفس را نشان میدهد و به مخاطب شما نشان میدهد که شما قابل دسترس هستید و به تجربه آنها اهمیت میدهید.
مشارکت مخاطب سطح انرژی را بالا نگه میدارد و ارائه شما را تعاملیتر میکند. سوال بپرسید، از ابزارها استفاده کنید یا از نظرات دعوت کنید تا مشارکت را تشویق کنید. حتی اقدامات کوچک، مانند درخواست از افراد برای نوشتن چیزی یا پر کردن جای خالی، باعث میشود آنها احساس کنند بخشی از فرآیند هستند. به نشانههای غیرکلامی آنها توجه کنید. اگر به نظر میرسد حواس آنها پرت است، سرعت خود را تغییر دهید، یک سوال مستقیم بپرسید یا نحوه ارائه خود را تنظیم کنید تا آنها را دوباره جذب کنید.
درگیر کردن مخاطب به معنای ایجاد یک ارتباط معنادار است. وقتی نیازهای مخاطب خود را در اولویت قرار میدهید، آنها را در پیام خود مشارکت میدهید و به واکنشهای آنها پاسخگو هستید، اطمینان حاصل میکنید که ارائه شما تأثیرگذار و به یاد ماندنی است. ایجاد رابطه پایه و اساس حفظ توجه و کسب احترام آنها است.
مخاطب خود را بشناسید تا پیام شما اهمیت پیدا کند.
تصور کنید در ارائهای شرکت میکنید که کاملاً با نیازها یا نگرانیهای شما بیارتباط است. آیا توجه میکنید یا حواستان پرت میشود؟ همین موضوع در مورد مخاطبان شما نیز صدق میکند. اگر پیام شما به آنچه برای آنها بیشترین اهمیت را دارد نپردازد، خطر از دست دادن توجه آنها و فرصت شما برای ایجاد تأثیر وجود دارد. تنظیم ارائه شما بر اساس نیازهای خاص آنها است که سخنرانانی که ارتباط برقرار میکنند را از آنهایی که این کار را نمیکنند متمایز میسازد.
با انجام تکالیف خود شروع کنید. تا آنجا که میتوانید درباره کسبوکار، صنعت و چالشهای آنها بیاموزید. بروشورهای شرکت را بخوانید، وبسایت آنها را بررسی کنید و هرگونه پوشش رسانهای اخیر را مرور کنید. بفهمید که چه کسانی در ارائه شما شرکت خواهند کرد، نقشهای آنها چیست و آیا تصمیمگیرنده کلیدی حضور خواهد داشت یا خیر. سوالاتی مانند "انتظارات آنها چیست؟" و "چه اطلاعاتی بیشتر به آنها کمک میکند؟" راهنمای آمادهسازی شما هستند و اطمینان میدهند که محتوای شما هدف را میزند.
در طول این تحقیق، به جزئیاتی مانند ترجیحات اصطلاحات توجه کنید. استفاده از زبانی که با آن راحت هستند اعتماد ایجاد میکند و از سوءتفاهم جلوگیری میکند. به عنوان مثال، دانستن این که آنها اصطلاح "برونسپاری" را به جای "آفشورینگ" ترجیح میدهند، نشان میدهد که شما تحقیق کردهاید و به ارزشهای آنها اهمیت میدهید.
تنظیم پیام شما فقط برای ارائههای فروش یا پیشنهادها اعمال نمیشود؛ بلکه در موقعیتهایی مانند مصاحبههای شغلی نیز به همان اندازه مهم است. کارفرمایان وقتی که نامزدها سوالات اولیه درباره کاری که شرکت انجام میدهد میپرسند، تحت تأثیر قرار نمیگیرند. در عوض، نشان دادن دانش از کار آنها نشاندهنده علاقه واقعی و آمادهسازی است و شما را از جمع متمایز میکند.
هرچه تلاش بیشتری برای درک مخاطب خود بکنید، ارتباط شما قویتر خواهد بود. این ارتباط است که اطمینان میدهد ارائه شما مرتبط به نظر برسد و تأثیری ماندگار بگذارد. وقتی نیازهای آنها را به جای نمایش صرف تخصص خود در اولویت قرار میدهید، رابطه ایجاد میکنید و خود را به عنوان کسی که ارزش گوش دادن دارد معرفی میکنید. همیشه سعی کنید به آنها نشان دهید که پیام شما فقط درباره شما نیست بلکه درباره این است که چگونه برای آنها اهمیت دارد.
انرژی عصبی را به ارائههای با اعتماد به نفس تبدیل کنید.
بسیاری از افراد ترجیح میدهند تقریباً هر کاری را انجام دهند به جای اینکه در مقابل جمع بایستند و صحبت کنند. حتی اجراکنندگان سطح جهانی مانند میخائیل باریشنیکوف، یکی از مشهورترین رقصندگان باله در تمام دوران، اعتراف کردهاند که قبل از رفتن روی صحنه احساس بیماری فیزیکی داشتهاند. به طور مشابه، هلن هیز، "بانوی اول تئاتر آمریکا"، معتقد بود که عصبی بودن نشانه اهمیت دادن به هنر و مخاطبانش است. جانی کارسون، مجری افسانهای برنامه The Tonight Show، اعتراف کرد که قبل از هر مونولوگ عصبی میشد، علیرغم اجرای هزاران برنامه. عصبی بودن تبعیض قائل نمیشود این یک احساس جهانی است، حتی برای بهترینها.
کلید کار از بین بردن عصبی بودن نیست، بلکه تبدیل آن به انرژی مثبت است. ابتدا با تغییر ذهنیت خود شروع کنید. به جای تمرکز بر خودتان، بر ارائه ارزش به مخاطبان تمرکز کنید. این تجربه را به عنوان فرصتی برای به اشتراک گذاشتن چیزی مهم بازتعریف کنید، نه به عنوان آزمونی از عملکرد شخصی شما.
آمادهسازی نیز ضروری است. شروع خود را بارها تمرین کنید تا زمانی که بدون زحمت به نظر برسد و ارائه خود را در بخشهای کوتاه و قابل مدیریت تمرین کنید. تجسم موفقیت نیز یک ابزار قدرتمند دیگر است. خود را در حالی تصور کنید که با اعتماد به نفس پیام خود را ارائه میدهید و با مخاطبان ارتباط برقرار میکنید.
تنظیمات کوچک نیز میتوانند کمک کنند. زودتر برسید تا آماده شوید و آرامش پیدا کنید. از مصرف کافئین و وعدههای غذایی سنگین قبل از ارائه خودداری کنید و با آب در دمای اتاق هیدراته بمانید. اگر در وسط ارائه عصبی شدید، مکث کنید، نفس بکشید و در صورت نیاز به یادداشتهای خود نگاهی بیندازید. به یاد داشته باشید، مخاطبان شما میخواهند که موفق شوید و اشتباهات کوچک به ندرت به اندازهای که احساس میشوند، قابل توجه هستند.
در نهایت، انرژی عصبی میتواند به یک متحد قدرتمند تبدیل شود اگر به طور موثر هدایت شود. با آمادهسازی کامل، متمرکز ماندن بر پیام خود و پذیرش لحظه، میتوانید عصبی بودن را به یک اجرای تأثیرگذار تبدیل کنید که تأثیری ماندگار بر جای میگذارد.
خلاصه نهایی
نکته اصلی این خلاصه از کتاب The Exceptional Presenter نوشته تیموتی کوگل این است که ارائههای استثنایی به استعداد ذاتی مربوط نمیشوند، بلکه به آمادهسازی عمدی، ارتباط واضح و ارتباط صادقانه با مخاطب شما بستگی دارند. با سازماندهی موثر پیام خود، هدایت اشتیاق خود و اولویت دادن به درگیر کردن مخاطب، میتوانید صحبت در جمع را از یک کار دلهرهآور به یک ابزار قدرتمند برای تأثیرگذاری تبدیل کنید.
با تمرین مداوم و تمرکز بر درک مخاطب خود، میتوانید از انرژی عصبی برای تقویت اجراهای با اعتماد به نفس و به یاد ماندنی استفاده کنید که الهامبخش عمل هستند و تأثیری ماندگار بر جای میگذارند. هر قدمی که برای اصلاح مهارتهای خود برمیدارید، شما را به ارائههایی که واقعاً طنینانداز میشوند نزدیکتر میکند.
خوب، این خلاصه هم تمام شد و امیدواریم از آن لذت برده باشید.
- ۰۳/۱۲/۲۹
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.