7 قانون خوداتکایی - خلاصه کتاب 7rules of self reliance
از نقاط قوت پنهان خود استفاده کنید تا پتانسیل خود را افزایش دهید.
مهمترین مهارتی که میتوانید در حال حاضر توسعه دهید، تخصص فنی یا دانش بازار نیست - بلکه این است که بدانید چگونه به خودتان تکیه کنید. در حالی که دیگران منتشر شرایط ایدهآل یا تأیید خارجی هستند، تعداد کمی از افراد فرصتهای خود را ایجاد میکنند و شرایط خود را شکل میدهند. مها ابوالعینین، استراتژیست جهانی، این رویکرد را تجسم میبخشد و با تبدیل چالشها به مزایا، شغلی فوقالعاده ساخته است، چه در هدایت گوگل در طول بهار عربی یا کمک به نتفلیکس برای درک ریتمهای فرهنگی تماشای رمضان.
این بخش شما را به دنیای مها از تصمیمات تجاری پرریسک و نقاط عطف شخصی میبرد و هفت اصل را آشکار میکند که او را از مدیر دفتر به مشاور مورد اعتماد برخی از تأثیرگذارترین شرکتهای جهان تبدیل کرده است. از طریق تجربیات او در فرهنگها و بحرانهای مختلف، شما رویکردهای عملی برای ایجاد نفوذ واقعی و خلق ارزش پایدار کشف خواهید کرد. این بینشها نحوه نگاه شما به پتانسیل خود را تغییر میدهد و به شما نشان میدهد که چگونه دقیقاً از نقاط قوتی که ممکن است حتی از وجود آنها آگاه نباشید، استفاده کنید.
آمادهاید تا تجربیات منحصر به فرد خود را به نقاط قوت حرفهای تبدیل کنید؟ بیایید شروع کنیم.
ساختن پلها از پایه
هر مسیر با لحظهای آغاز میشود که میتوانست مانند یک توقف شغلی به نظر برسد – اما در عوض به پایهای برای مسیری فوقالعاده به جلو تبدیل شد. وقتی فرصتها کوچکتر از انتظارات شما به نظر میرسند، اکثر مردم عقب میکشند. اما کسانی که خوداتکایی واقعی را درک میکنند، چیز دیگری هستند: آنها پتانسیل پنهانی را میبینند که دیگران از دست میدهند.
با کمک پدرش، مها ابوالعینین توانست دقیقاً این کار را انجام دهد. او در آن زمان در مصر زندگی میکرد و به او شغلی پیشنهاد شد که برای آن بیش از حد واجد شرایط بود. او در ایالات متحده تحصیل کرده بود و تجربه کار در شرکتهای Fortune 500 را داشت. شغل؟ مدیر دفتر. مها ممکن بود این شغل را رد کند اگر پدرش نبود. او به او کمک کرد تا ببیند که چگونه یک مدیر دفتر با همه ارتباط برقرار میکند، جریان اطلاعات را هدایت میکند و روابط ارزشمند ایجاد میکند. و این فقط یک دفتر معمولی نبود. این دفتر میلیاردر نجیب ساویریس بود. این دیدگاه به پایه اولین قانون خوداتکایی او تبدیل شد: پایین بمان، به حرکت ادامه بده.
با به خاطر سپردن این خرد، مها با صبر استراتژیک به این نقش نزدیک شد. به جای تمرکز بر عناوین، خود را در یادگیری کسبوکار از هر زاویه غرق کرد. هر تعاملی به فرصتی برای تمرکز بر جزئیات تبدیل شد، از سادهسازی عملیات روزانه تا پیشبینی نیازها قبل از این که ظاهر شوند. این رویکرد حسابشده به روشهای غیرمنتظرهای نتیجه داد. دو سال بعد، یک دعوت به پرواز خصوصی او را به شاهد یکی از بزرگترین خریدهای تاریخی شرکت اوراسکام تلکام در سراسر آفریقای زیرصحرایی تبدیل کرد – معاملهای که چشمانداز مخابراتی منطقه را تغییر داد.
اعتمادی که او در آن روزهای اولیه ایجاد کرد، درهای سازمان را به روی او باز کرد. او از نقشهای کوچک به سمت نقشهای مهمتر حرکت کرد – رئیس بازاریابی، مدیر تجاری، مدیر ارتباطات، رهبر روابط با سرمایهگذاران. درک عمیق او از عملیات و روابطی که با دقت پرورش داده بود، او را به انتخاب طبیعی برای تور جهانی عرضه اولیه سهام تبدیل کرد، مسئولیتی که تنها با یک نفر دیگر در کل شرکت به اشتراک گذاشته شد.
این تحول چیزی اساسی درباره خوداتکایی مدرن را آشکار میکند: شما باید هم از تواناییهای خود و هم از نقاط قوت جمعی استفاده کنید تا آینده خود را شکل دهید. هر فرصتی حاوی پتانسیل پنهانی است وقتی با اولویتهای استراتژیک و کنجکاوی واقعی همراه شود. یک پیشنهاد متفکرانه در طول یک جلسه ممکن است جرقه یک ابتکار بزرگ را بزند – یک چالش به خوبی مدیریت شده ممکن است کیفیتهای رهبری را نشان دهد که حتی نمیدانستید دارید.
داستان مها همچنین نشان میدهد که موفقیت در محیطهای جدید نیازمند مشاهده دقیق و پیشرفت پیوسته است. با ساختن دانش، روابط و اعتماد، شما سنگفرشهای طبیعی برای فرصتهای بزرگتر ایجاد میکنید. ماندن در اینجا به معنای این است که اجازه دهید تعالی مداوم خودش صحبت کند، و موفقیت پایدار را از طریق ارزش واقعی و توانایی اثباتشده ایجاد کنید.
این رویکرد فرصتهای به ظاهر کوچک را به مسیرهای پرتاب برای دستاوردهای فوقالعاده تبدیل میکند. با پذیرش کامل هر نقش و مواجهه با هر لحظه با تعهد، شما مسیر خود را به سمت نتایج قابل توجه ایجاد میکنید. با این حال، این اصل زمانی قدرت بیشتری پیدا میکند که با مهارت اساسی دیگری ترکیب شود: ایجاد ارزش واقعی در هر تعامل. بیایید نگاه دقیقتری به آن بیندازیم.
ایجاد فرصتها از صفر
اگرچه جای تعجب نیست که ایجاد ارزش در قلب موفقیت پایدار قرار دارد، اما این امر به چیزی بیش از صرفاً سختکوشی یا مفید بودن نیاز دارد. ارزش واقعی از یک رویکرد استراتژیک ناشی میشود که ترکیبی از درک عمیق و اقدام هدفمند است. این تعادل بین دادن و دریافت، موفقیت پایدار را از طریق قوانین دوم و سوم ماهر شکل میدهد: یک خالق ارزش باشید و منتظر نمانید.
در نظر بگیرید که چگونه ماها ورود گری ویگنرباید به بازار خاورمیانه را متحول کرد. او به مدت چهارده ماه خود را در درک هر جنبهای از اکوسیستم کسبوکار او غرق کرد. او به مطالعه دینامیک تیمها، ردیابی الگوهای رسانههای اجتماعی و ترسیم فرصتهای منطقهای پرداخت. بدون هیچ توافق رسمی، او اولین بازدید منطقهای او را سازماندهی کرد، سخنرانیها را تضمین کرد، جلسات با رهبران فناوری را ترتیب داد و یک استراتژی جامع بازار را طراحی کرد. این فقط آمادهسازی نبود - این ایجاد ارزش در عمل بود.
نتایج به وضوح گویای همه چیز بود. این مشارکت برای سالها شکوفا شد و بازارهای جدیدی را گشود و فرصتهایی را برای هر دو طرف ایجاد کرد. رویکرد ماهر نشان داد که چگونه ایجاد ارزش پیشدستانه، حرکت ایجاد میکند و بلافاصله اعتماد را جلب میکند - نمونهای عالی از پیروی از قانون خالق ارزش بودن.
در قلب این رویکرد یک سؤال به ظاهر ساده نهفته است: شما چه چیزی میتوانید به میز بیاورید؟ این ذهنیت تمرکز شما را از آنچه ممکن است به دست آورید به آنچه میتوانید مشارکت کنید تغییر میدهد، و ارتباطاتی را ایجاد میکند که از طریق موفقیت مشترک به طور ارگانیک رشد میکنند.
با حرکت از تئوری به عمل، NHS Super Bowl Radio Row اهمیت منتظر نماندن را نشان میدهد. به جای پیروی از پروتکلهای استاندارد مصاحبه، ماها با تحقیقات عمیق و یک دیدگاه روشن وارد شد. با درک شکافهای محتوا و نیازهای مخاطب، او یک مصاحبه واحد را به محتوای ویروسی که به میلیونها نفر رسید تبدیل کرد. هماهنگی او بین ورزشکاران، رسانهها و تیمهای تولید، برای هر شرکتکننده ارزش ایجاد کرد.
این رویکرد استراتژیک به ایجاد ارزش نیازمند انتخابهای دقیق در مورد محل سرمایهگذاری انرژی شماست. تحقیقات عمیق پایه شما را تشکیل میدهد - درک دینامیکهای متمایز، تحلیل الگوهای موفقیت و شناسایی نیازهای اساسی. هنگامی که فرصتهای امیدوارکنندهای پیدا کردید، کاملاً متعهد شوید. چشمانداز کسبوکار را از داخل و خارج یاد بگیرید، چالشهای پنهان را شناسایی کنید و راهحلهایی توسعه دهید که دیگران به آن فکر نکردهاند.
با این حال، تمایز کلیدی این است: ایجاد ارزش استراتژیک با سختکوشی یا مفید بودن ساده متفاوت است. این به معنای سرمایهگذاری زمان و انرژی شما با هدف و درک روشن است. هنگامی که چیزی ارزشمند برای پیگیری پیدا کردید، آن را به طور کامل مطالعه کنید. چالشهای موجود را درک کنید. خود را در موقعیتی قرار دهید تا مشکلاتی را حل کنید که دیگران ممکن است حتی هنوز تشخیص ندادهاند.
این رویکرد پیشدستانه نحوه شکلگیری فرصتها را متحول میکند. به جای انتظار برای جهتگیری، نیازها را پیشبینی کنید. به جای جستجوی شرایط ایدهآل، در هر کجا که هستید ارزش ایجاد کنید. مهمتر از همه، از طریق اقدامات هدفمند و مداومی که به نفع همه افراد درگیر است، فرصتها را ایجاد کنید.
هدایت طوفانها با دستان ثابت
ایجاد ارزش برای دیگران درها را باز میکند، اما باز نگه داشتن این درها به چیزی عمیقتر نیاز دارد: توانایی تکامل و رشد در حالی که اعتماد پایدار ایجاد میکنید. قوانین چهارم و پنجم همگی در مورد شکلدهی به این سطح از توسعه حرفهای هستند. قانون چهارم از شما میخواهد که خود را حفظ کنید، بازآموزی کنید و در خود سرمایهگذاری کنید، از الگوهای راحت فراتر روید تا قابلیتهای جدیدی کشف کنید. و قانون پنجم شهرت شما را به عنوان یک ارز میشناسد - دارایی که با هر اقدام و انتخابی که انجام میدهید رشد یا کاهش مییابد.
بهار عربی سال ۲۰۱۱ به وضوح هر دو قانون را در عمل نشان میدهد. زمانی که موکا به عنوان رئیس ارتباطات گوگل در خاورمیانه وارد نقش خود شد، اولین روز او همزمان با آغاز انقلاب مصر بود. وضعیت زمانی تشدید شد که خبری منتشر شد که یک مدیر بازاریابی گوگل به طور ناشناس صفحه فیسبوکی را ایجاد کرده بود که اعتراضات را سازماندهی میکرد.
ناگهان، گوگل خود را در یک بحران جهانی یافت که هرگز با آن مواجه نشده بود. استراتژیهای سنتی مدیریت بحران برای این وضعیت بیسابقه کافی نبودند. این لحظه نیازمند یک بازتعریف کامل از عملیات منطقهای، ارتباطات و مشارکت جامعه بود. شرکت به رویکردهای جدیدی نیاز داشت تا اعتماد را حفظ کند و در عین حال از اعضای تیم خود در خلال آشفتگیهای سیاسی حمایت کند.
راهحل از این درک نشأت گرفت که شهرت از طریق اقدامات، نه کلمات، رشد میکند. در حالی که سایر شرکتها عقبنشینی کردند، گوگل پیش قدم شد، در جوامع محلی سرمایهگذاری کرد، روزنامهنگاران را آموزش داد و نسخههای عربی محصولات خود را راهاندازی کرد. هر ابتکار عمل روابط را تقویت کرد و اعتماد ایجاد کرد. از طریق این انتخابها، شرکت یک بحران بالقوه را به اثبات تعهد منطقهای خود تبدیل کرد. هدف ثابت آنها در زمانهای چالشبرانگیز اعتبار پایدار به دست آورد، که نشان میداد شهرت واقعاً چگونه به عنوان یک ارز عمل میکند.
این نوع سازگاری فراتر از لحظات بحران است. همانطور که فناوریها و بازارها در حال تغییر هستند، توانایی تکامل روزانه برای بقا ضروری میشود. دستاوردهای گذشته هیچ تضمینی ارائه نمیدهند، تنها رشد و یادگیری مداوم راه را به جلو روشن میکند. شرکتها و افراد باید به طور منظم مهارتها، دانش و رویکردهای خود را بهروز کنند تا مرتبط بمانند، که این قانون را تجسم میبخشد که باید بازآموزی کنید، دوباره یاد بگیرید و در خود سرمایهگذاری کنید.
ورود نتفلیکس به بازار خاورمیانه این موضوع را به خوبی نشان میدهد. این سرویس استریمینگ کل رویکرد محتوایی خود را برای خدمت به مخاطبان جدید تطبیق داد. با مطالعه و احترام به عادات تماشای رمضان، آنها ارتباط عمیقی با بینندگان ایجاد کردند و از اشتباهات فرهنگی اجتناب کردند. موفقیت آنها از زیر سوال بردن فرضیات و ساخت استراتژیهای جدید بر اساس بینشها و ترجیحات محلی نشأت گرفت.
کلید در این درک نهفته است که بازآموزی به معنای رها کردن دانش نیست - بلکه به معنای باز ماندن به دیدگاههای جدید و تطبیق رویکرد شماست. چه با تغییرات فناوری، تکامل بازار یا تفاوتهای فرهنگی مواجه باشید، موفقیت از سرمایهگذاری مداوم در خود در حالی که از شهرت سختکوشانه خود محافظت میکنید، حاصل میشود.
شهرت شما در گفتگوهایی که هرگز نخواهید شنید طنینانداز میشود. با ترکیب رشد شخصی ثابت و توجه دقیق به نحوه حضور شما در جهان، پایهای قوی ایجاد میکنید که بتواند از پس هر چالشی برآید.
وقتی چالشهای شخصی به هدایای حرفهای تبدیل میشوند.
ساختن یک شهرت قوی و سازگاری با تغییرات، مزایای قدرتمندی ایجاد میکند، اما موفقیت معنادارترین در طول سالها، نه ماهها، شکل میگیرد. این ما را به دو اصل نهایی میرساند که درک ما از خوداتکایی را کامل میکنند. وقتی شما یک بازیکن بلندمدت میشوید، یاد میگیرید که فراتر از سودهای فوری را ببینید. و با زندگی بدون پشیمانی، کشف میکنید که چگونه چالشها را به نقاط قوت پایدار تبدیل کنید.
یک داستان قابل توجه هر دو اصل را در عمل نشان میدهد. تصور کنید که دو بیمار به شدت بیمار را مدیریت کنید در حالی که یک حرفه بینالمللی میسازید: برای بیش از یک دهه، مالا بین بیماری اماس مادرش و بیماری ایالاس پدرش تعادل برقرار کرد و در عین حال حضور تجاری خود را در خاورمیانه گسترش داد. به جای اینکه این را به عنوان یک محدودیت ببیند، آن را به یک کلاس استادانه در تفکر بلندمدت و ایجاد ارزش تبدیل کرد.
جایی که دیگران ممکن است از نظر حرفهای عقبنشینی کنند یا به دنبال راهحلهای مراقبت مؤسسهای باشند، مالا چیزی فوقالعاده ایجاد کرد. او چیزی را ساخت که به آن «استارتآپ پزشکی پشت صحنه» میگوید، پرستاران را هماهنگ کرد و در عین حال تعهدات تجاری خود را حفظ کرد. دیدگاه او فراتر از مراقبتهای اولیه به ایجاد لحظات شادی گسترش یافت. در طول رمضان، زمانی که پدرش در بلع مشکل داشت، او آب زردآلو سنتی را به مکعبهای یخی کوچک تبدیل کرد، که به او اجازه میداد از طعمهای محبوب تعطیلات لذت ببرد.
این تجربه یک حقیقت عمیقتر درباره موفقیت پایدار را آشکار میکند: انتخابهایی که در لحظه دشوار به نظر میرسند، اغلب غنیترین نتایج بلندمدت را به همراه دارند. با امتناع از مصالحه بین خانواده و حرفه، مالا تواناییهای خود را در مدیریت منابع، پاسخ به بحران و ایجاد ارزش توسعه داد - مهارتهایی که در طول سفر حرفهای او بسیار ارزشمند بودند.
به هر چالش به عنوان یک مجموعه از نقاط قوت آینده نگاه کنید. وقتی مالا مراقبت از والدین خود را در حالی که حرفهاش را میساخت مدیریت میکرد، هر چالش به یک مهارت ارزشمند تبدیل میشد. برنامهریزی پیچیده پرستاران به مدیریت منابع مادی تبدیل شد. یافتن راههای خلاقانه برای آوردن شادی - مانند تبدیل آب زردآلو به مکعبهای یخی در رمضان - به او آموخت که چگونه مشکلاتی را حل کند که دیگران نمیتوانستند ببینند. این مهارتها دقیقاً چیزی بود که شرکتهای بزرگ هنگام مواجهه با چالشهای خود در خاورمیانه به آن نیاز داشتند.
هر دشواری تسلط یافته بخشی از داستان منحصر به فرد شما میشود. به جای تمرکز بر آنچه میتوانست باشد، بر آنچه هر تجربه به شما میآموزد تمرکز کنید. وقتی پدر مالا به ایالاس مبتلا شد، او راههای جدیدی برای کمک به او در مشارکت در سنتهای خانوادگی ایجاد کرد. این لحظات نوآوری و مراقبت پایهای برای درک چگونگی ایجاد ارتباطات معنادار در تجارت شد.
زندگی بدون پشیمانی باعث میشود چالشهای خود را به عنوان بخشی از مسیر متمایز خود ببینید. به جای پرسیدن «چرا من؟»، بپرسید «چه چیزی میتوانم از این ایجاد کنم؟» هر محدودیت ظاهری پتانسیل تبدیل شدن به بزرگترین نقطه قوت شما را دارد. کلید در پذیرش سفر شما در حالی است که به طور مداوم به دنبال راههایی برای تبدیل دشواریها به فرصتهایی هستید که هم به شما و هم به دیگران خدمت میکنند.
به یاد داشته باشید: چالشبرانگیزترین لحظات شما اغلب حاوی بذرهای بزرگترین مشارکتهای شما هستند. با پذیرش مسیر منحصر به فرد خود و یافتن راههایی برای ایجاد ارزش حتی در شرایط دشوار، تواناییهایی میسازید که به مزیت رقابتی شما تبدیل میشوند.
فراتر از الگوریتمها و اتوماسیون
همانطور که این هفت اصل خوداتکایی در رویکرد شما ریشه میگیرند، ممکن است در مورد ارتباط آنها در عصر هوش مصنوعی و اتوماسیون سؤال کنید. با این حال، این اصول بنیادی با تغییر شکل فناوری در جهان ما ارزشمندتر میشوند، نه کمتر. دلیل آن چیست؟ آنها به قابلیتهایی دست مییابند که ماشینها نمیتوانند تکرار کنند.
ورود نتفلیکس به بازار خاورمیانه را در نظر بگیرید. در حالی که الگوریتمها میتوانند تحویل ویدیو را بهینه کرده و محتوا را توصیه کنند، موفقیت این شرکت به چیزی عمیقتر وابسته بود: درک اینکه چگونه رمضان سرگرمی را از یک تجربه انفرادی به یک تجربه خانوادگی مشترک تبدیل میکند. این بینش فرهنگی – چیزی که هیچ ماشینی نمیتوانست ایجاد کند – باعث شد که نتفلیکس رویکرد خود را کاملاً بازنگری کند و برنامههایی ایجاد کند که با سنتها و الگوهای تماشای محلی همخوانی داشت.
قدرت ارتباطات انسانی با افزایش اتوماسیون ارزشمندتر میشود. نسل آلفا، اولین گروهی که کاملاً در دنیای دیجیتال بزرگ شدهاند، این موضوع را به وضوح نشان میدهند. با وجود تسلط فناورانه، این جوانان حرفهای به دنبال چیزی هستند که ماشینها نمیتوانند ارائه دهند: هدف اصیل، روابط واقعی و تأثیر معنادار در کارشان.
این تغییر نشان میدهد که خوداتکایی در کجا بیشترین درخشش را دارد. در حالی که هوش مصنوعی در پردازش دادهها و خودکارسازی وظایف عالی عمل میکند، نمیتواند توانایی انسان در ایجاد اعتماد و تقویت ارتباطات واقعی را تکرار کند. به این نگاه کنید که چگونه شرکتهایی مانند PingPoA کارکنان را از معاملات پایهای حذف کردهاند – این خودکارسازی در واقع ارزش تعاملات انسانی معنادار را زمانی که اتفاق میافتند افزایش میدهد.
موفقیت آینده شما از تسلط بر چیزی که ماشینها نمیتوانند انجام دهند حاصل میشود: هوش هیجانی، آگاهی فرهنگی و توانایی ایجاد ارزش اصیل از طریق ارتباط انسانی. این هفت اصل خوداتکایی به ابزارهایی تبدیل میشوند که به شما کمک میکنند تا قابلیتهای فناوری را با بینش انسانی ترکیب کنید.
حرکت به جلو نه نیاز به مبارزه با فناوری دارد و نه تسلیم شدن در برابر آن. در عوض، بر عمیقتر کردن چیزی که شما را جایگزینناپذیر میکند تمرکز کنید؛ توانایی شما در درک ظرافتها، ایجاد روابط و ایجاد ارزش به روشهایی که فقط انسانها میتوانند انجام دهند. دیدگاه منحصر به فرد و ظرفیت شما برای ارتباط واقعی به بزرگترین داراییهای شما در یک دنیای خودکار تبدیل میشوند.
این موضوع درباره انتخاب بین مهارتهای انسانی و پیشرفت فناوری نیست – بلکه درباره استفاده از اصول جاودانه به روشهای انقلابی است. با تقویت چیزی که ما را به طور متمایز انسانی میکند، ارزشی ایجاد میکنیم که هیچ الگوریتمی نمیتواند با آن مطابقت داشته باشد.
خلاصه نهایی
در این خلاصه از کتاب 7 قانون خوداتکایی نوشته مها ابوشنین، یاد گرفتهاید که خوداتکایی واقعی به معنای ایجاد فرصتها به جای انتظار برای آنهاست و تبدیل چالشها به نقاط قوتی که شما را متمایز میکند.
مسیر مها از مدیریت یک دفتر تا شکلدهی به استراتژیهای جهانی، هفت اصل اساسی را آشکار میکند که میتوانند حرفه و زندگی را متحول کنند. با پایین نگه داشتن سر و حرکت آرام به جلو، شما پایههایی میسازید که از رشد فوقالعاده حمایت میکنند. ایجاد ارزش استراتژیک درهایی را باز میکند که برای بیشتر افراد نامرئی هستند. یادگیری مداوم همراه با مدیریت دقیق شهرت، اعتماد و نفوذ پایدار ایجاد میکند. نگاه بلندمدت داشتن در حالی که مسیر منحصر به فرد خود را میپذیرید، موانع ظاهری را به نقاط قوت متمایز تبدیل میکند.
این اصول در عصر فناوری ما قدرت بیشتری پیدا میکنند، جایی که بینش انسانی و درک فرهنگی به طور فزایندهای ارزشمند میشوند. از طریق این رویکردها، شما توانایی تشخیص فرصتهای پنهان، ایجاد گفتگوهای معنادار و تولید ارزشی که به همه افراد درگیر خدمت میکند را توسعه میدهید. مهمتر از همه، شما یاد میگیرید که تجربیات شخصی خود - حتی چالشبرانگیزترین آنها - را به قابلیتهایی تبدیل کنید که شما را متمایز میکند و قابل تکرار نیست.
خوب، این خلاصه هم تمام شد و امیدواریم از آن لذت برده باشید.
- ۰۳/۱۲/۱۲
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.